سلام امدم یه نظر خواهی از تون بکنم.امیدوارم نظرات قشنگ شما راه حل خوبی برای دوست عزیزم باشه. حدود دو روز پیش بین نظرات خصوصی در وبلاگم http://segment-2008.blogfa.com/ نظر مهسا رو خونم که ازم خواسته بود کمکش کنم .و گفته بود چون افراد زیادی به وبلاگت سر می زنن ماجرا من رو توی وبلاگت قرار بده .منم با کمال میل قبول کردم.و یک وبلاگ جدید ساختم. حدود 11ماه پیش مهسا یکدفعه تصمیم گرفت ببینه این نرم افزار چت چیه؟!؟ وچطوری میشه باهاش کار کرد؟!؟ به هر حال تا حدودی یا گرفت و به قسمت روم رفت ویکی از ایدی ها رو انتخاب کرد براش مهم نبود پسر باشه یا نه اون فقط قصد داشت یکی بهش یاد بده که چت چه امکاناتی رو داره .به هر حال اولین ایدی رو انتخاب کرد که خوشبختانه یه دختر بود ولی از یه طرف خودتون می دونین بیشتر افرادی که به چت می رن همچین افراد مذهبی و مسلمونی نیستند . شاید از بین انها فقط دو سه نفر خوب باشن به هر حال بگذریم.دختره خوبی نبود تصمیم گرفت ازیکی دیگه کمک بخواد ویه ایدی دیگه رو انتخاب کرد که اون یه پسر بود.
ازش کمک خواست اونم با کمال میل قبول کرد .البته به نظر مهسا از اون پسرای بی ادب و لوس چتی
نبودخیلی هم مودب بود.چند روزی گذشت و فقط بین این دو نفر از درس وکامپیوتر چیز دیگه ای رد
و بدل نشد.
تا پس از مدتی پسره از مهسا خوشش امد(البته بگم از دادن عکس و وب کم و... خدا رو شکر
خبری نبود)اونا لفظی از هم خوششون امده بود .(البته مهسا اصلا تصور این چیزا رو نمی کرد)
اون فقط به یادگیری فکر می کرد.اون جور که خودش می گفت:اهل نماز وروزه واعتقاد قوی به
اسلام ودین داره .
تا حدودی تونسته بود این عقاید خودش رو به اون پسر نشون بده و منم فکر میکنم به خاطر همین
ازش خوشش امده بود.
حدود یک ماهی گذشت که پسره کم کم تغییر کرد هر روز با اخلاق جدید می امد .معلوم نبود چشه.
زیادی گیر می داد.به هر حال قهر کردن حدود یک هفته یا دو هفته ای ولی بازم پسره اف داد و معذرت خواهی کرد.
چند ماهی گذشت (توی چند ماه بیشتر به ترفند های کامپیوتر می پرداختند تقریبا هرچی بلد بود
بهش (مهسا)یاد داد.باز قهر کرد پسره.دیگه این دفعه به خاطر این بود که شماره تلفن مهسا رو
می خواست واز اونجایی که مهسا اصلا از این کارا خوشش نمی امد گفت شرمنده نمی دم (اخه اون
به اینجور عشقا اصلا اعتقاد نداشت که اگه بهش بشه بگی عشق)
تصمیم گرفتند عشق رو دیگه کنار بذارن ومثل اوایل یه دوست باشن و به هم کم کم کنن .این روال
باز پیش رفت که دوباره شماره تلفن مهسا رو خواست و گفت اینجوری می تونن در باره اینده بیشتر
صحبت کنن . ولی مهسا موافقت نکرد و برای همیشه ارتباطش رو قطع کرد.ولی مهسا حسابی دلش
براش تنگ شده ولی اعتقادش بهش اجازه نمی ده دیگه بره.و نمی خواد بره.
حالا می خواد از شما بپرسه ببینه آیا عشق اون راست بوده یا نه؟!؟
آیا میشه دختری رو که ندیدی عاشقش بشی به خاطر اعتقاداتش ؟!؟
می خواد هر نظری دارین بهش بدین منتظر نظرات قشنگ شما هست؟!؟
حالا نظر خودم:به این توجه کردین وقتی یه چیز جدید وارد ایران میشه ازش استفاده درست نمیشه .مثلا مثل همین چت که می تونستیم برای پرسیدن سوالامو ازش استفاده کنیم که الان وقتی به چت می ری
حالت بهم
اعتقاد ندارن فکر نمی کنن خدا داره اونا رو نگاه می کنه؟!؟همین اینترنت چرا نیایم ازش استفاده درست
کنیم مثلا به جای اینکه دنبال سایت های مسخره و عکس های ناجور بگردیم .حداقل یه چیز درست حسابی یاد بگیریم مثلا برین دنبال سایتی که بهتون ترفند های کامپیوتر یا هر چیز دیگه ای یاد بده .در مورد مهسا باید بگم مطمئنم دختر خوب و پاکیه که اسیر عشق شده .در مورد پسره نمی تونم تصمیم بگیره اخه من
اصلاپسرا رو نمی شناسم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 0:35 توسط فرشته |
| ||||||||